تبليغاتX
مشق- وبلاگ محمد دادفر
یکشنبه 20 مرداد1387
ارتکاب عمل نگارش!

*این یادداشت را برای "پیام عسلویه" نوشتم:

باز هم در آستانه روز خبرنگاريم. خدا رحمت كند مرحوم صارمي را كه به دست طالبان افغانستان شهيد شد . از بركت شهادت صارمي خبرنگاران هم در ايران صاحب روزي شدند تا از ياد تقويم نروند.این روز عزیز را به همه روزنامه نگاران و روزنامه های "زنده" تبریک می گویم.

 

من در اين روزها خاطرات خوش و ناخوشي دارم . خاطرات خوشم كه مربوط به بزرگداشت اهل مطبوعات است و تقدير از خبرنگاران زحمتکش و همچنين سالروز تأسيس هفته‌نامه « آيينه جنوب» در بوشهر. اما خاطرات ناخوشم هم مربوط به توقيف‌هاي مطبوعات است در اين روز مبارك . تا آنجا كه يادم مي‌آيد آيينه جنوب و ياس نو و همبستگي و چند روزنامه ديگر در همين روزها توقيف شده‌اند.

 

از عهد ناصري كه روزنامه‌نويسي از دربار سلطان صاحبقران و توسط ميرزا صالح كازروني «فرنگ ديده» آغاز شد؛ تا امروز كه اين سرزمين از خانه خانه و كوچه كوچه‌اش، خبرنگار و گزارشگر و ظاهر نويس و خفيه نويس بر مي‌خيزد، اين عمل يعني "نگارش"، نقش بسيار مهمي در سرنوشت ايرانيان بازي كرده است.

 

تا پيش از مشروطه و پديد آمدن جرايد ، اهل قلم كمتر توانسته‌اند نقش « مرجع اجتماعي» يا "مرجع سياسي" داشته باشند و عمده این جماعت، گرداگرد دربار سلاطين و در ديوان های رسمي به نگارش نامه‌ها و وقايع نگاري سلاطین و يا سرايش اشعار مطبوع طبع سلطان "قدرقدرت" و "قوی شوکت"پرداخته‌اند. تا پيش از مشروطه از مرجعیت اجتماعی اهل قلم نشان چندانی نیست و تنها محلي كه به عنوان مرجع اجتماعي نقش بازي كرده است و گاهي توانسته توده‌ها را براي اعاده حقي تحريك و تهييج كند، «منابر» و بيوت علماي طراز اول شيعه بوده است.

 

از هنگامه مشروطه تا امروز اهل قلم باعث و باني حركت‌هاي آزاديخواهانه و عدالتخواهانه ـ هر چند ناكام ـ بوده‌اند و توانسته‌اند توده‌ها را براي اعاده حقوقشان رهبري و يا تهييج كنند و به همین مناسبت همواره مورد تهاجم و تهدید قرار گرفته اند.


ادامه‌ی مطلب
+ [لینک]
چهارشنبه 16 مرداد1387
روز خبرنگار گرامی باد!

هفده مرداد هم رسید.روز خبرنگار.

 

این روز را به همه خبرنگاران تبریک می گویم.

 

به همه کسانی که با قلم خویش:

 

آزادی

 

امنیت

 

نان

 

ایمان

 

و عشق به زندگی را برای ایرانیان می خواهند.

 

و درود می فرستم به روان همه رفتگان روزنامه نگار!

 

با امید به این که در جهان دیگر در گیر و دار داغ و درفش نباشند

 

و خداوند شحنه ها و گزمه ها را در این جهان پاینده کند تا آنان آرام بمانند! آمین!

+ [لینک]
سه شنبه 15 مرداد1387
ای خطه ایران مهین،ای وطن من!

*این نوشته با عنوان "شعر وطنی مشروطه در روزنامه اعتماد ملی امروز چاپ شد

 

انقلاب مشروطه هم مانند همه انقلاب های بزرگ دیگر زندگی اجتماعی و ادبی مردم ایران را تحت تاثیر قرار داد و توانست بر نوشته ها و سروده های دوره  خود چیره شود.

با آغاز نهضت بیداری چند از شعرا و گروهی از نویسندگان فرصت یافتند در کنار مبارزین راه آزادی به مبارزه برخیزند و قلم خود را اسباب پیشبرد این حرکت ملی کنند.شعر به دلیل سادگی و روانی و قدرت نفوذ خود جایگاه خوبی نزد مردم داشت و مبارزین با مدد شعر پیام خود را به توده های مردم می رساندند.

شتاب مشروطه از یک سو و فشار دستگاه استبداد از سوی دیگر سبب می شد شاعران برای انتشار آثار خود از جراید بهره گیرند و با زبانی ساده به بیان دیدگاه ها و اعتراضات خود بپردازند.ورود اشعار با مضمون انقلابی و نزدیک به مسائل روز مردم ، شعر را بارگاه جبروتی خود به زیر آورد و در کوچه و بازار روانه کرد.در این دوره بهترین شاعران ملک الشعراها و شاعران درباری نبودند بلکه بهترین شاعر کسی بود که بیشتر اشعارش در کوچه و بازار دست به دست می شد و می توانست به ذوق مردم انقلابی و برآشفته سازگار شود.

اشعار مردم پسند این دوره با عناوین "ملی و میهنی" رایج شدند و بعدها به "شعر وطنی" شهرت یافتند.قهرمانان وطنی در آن دوره علاوه بر سلحشورانی همچون ستارخان و باقر خان،شاعرانی چون عارف و سید اشرف گیلانی و عشقی و فرخی نیز بودند.


ادامه‌ی مطلب
+ [لینک]
دوشنبه 17 تیر1387
پهلوان یا مردی کاردان...

چند روز پیش در وبلاگم نوشتم که باید پیش از آن که اصلاح طلبان به فکر کاندیدای مشخصی باشند به سوی یکپارچگی بروند و پس از تعیین برنامه های خود کاندیدای واحدی را معرفی کنند.برای رسیدن به اتحاد هم پیشنهاد کردم یکی از این سه تن:مهندس موسوی،آیه ا... صانعی،سید حسن خمینی یا هر سه وارد شوند و گروه ها و چهره های شاخص اصلاح طلب را صلح و صفا دهند و متحد کنند.

این نظرم را علاوه بر آن که در وبلاگ نوشتم در جلساتی هم بیان کردم و فواید آن را توضیح دادم اما الحمدلله چون فواید تفرقه افزون تر است و ما ایرانیان ارجمند را برای انشعاب و تفرقه و منم منم آفریده اند انگار در باید بر همان پاشنه ها بچرخد که تا به حال چرخیده است.

این یادداشت را در پاسخ دوستانی می نویسم که بر من خرده گرفته اند که بر خلاف رویه و گفتارهای پیشین خودم،شیوه کدخدامنشی را پیشنهاد کرده ام و ...

در نوشته های قبلی ام، چه آن ها که پیش از نمایندگی نوشته ام و چه گفته ها و نوشته هایم در دوره نمایندگی مجلس و چه پس از آن اثری از "نفی مطلق" کدخدامنشی نیافتم.

من همواره بر گسترش فرهنگ تحزب _به عنوان یک عالم بلا عمل_ تاکید کرده ام و ائتلاف های بی هدف و دائمی را به عنوان عنصر مخدر برای گروه های سیاسی برشمرده ام و هنوز هم بدان معتقدم اما ائتلاف های مقطعی گروه های همسو را هم ستوده ام.

امروز هم معتقدم گروه های همفکر اصلاح طلب_البته اگر راست بگویند و اصلاح طلب باشند_ باید کنار هم بنشینند و بر حد اقل های خود ائتلاف کنند و با معرفی کاندیدایی واحد به مصاف کاندیدای واحد محافظه کاران بروند.

متاسفانه برخی تحلیل گران اصلاح طلب به جای حل هوشمندانه موضوع  تعیین کاندیدا،به شیوه ای منسوخ روی آورده و می خواهند با علم کردن پهلوانی، نوچه ها را از میدان برانند.ایشان نمی دانند که این نوچه ها به مصداق ریزی و تیزی دانه های فلفل می توانند کام خورنده را بسوزانند.تازه پهلوان هم به فن و ترفند ویژه ای مجهز نیست که در مصاف با پهلوان حریف به کار ببندد و پیشاپیش خود را بازنده می داند!

آن چه می تواند برای اصلاح طلبان و کاندیدای آن ها آبرو بیاورد برنامه آن هاست و شعار محوری آن هاست.طیف چپ جمهوری اسلامی می خواهد دوباره به قدرت برگردد که چه کند؟پاسخ به این پرسش مهم است.پاسخی که به این پرسش داده می شود می تواند ظرفیت حامل این پاسخ را هم معین کند و شاید نا خود آگاه چشم آگاهان را به سوی فرد مشخصی متوجه کند.

روشن تر بگویم آقای خاتمی می خواهد بیاید چه کاری انجام دهد که از کروبی بر نمی آید و یا آقای کروبی می خواهد چه کاری انجام دهد که از عارف بر نمی آید و آقای عارف یا معین و مهر علیزاده می خواهند چه کاری انجام دهند که از آقای نجفی بر نمی آید؟

پاسخ به این پرسش زمانی به دست می آید که برنامه اصلاح طلبان برای اداره دولت مشخص شده باشد؟اگر برنامه تدوین شد و اولویت اول آشکار شد آنگاه فرد متناسب هم معین می شود.مثلا اگر برنامه حول "تقدم توسعه سیاسی" بر دیگر ابعاد توسعه چرخید آقای معین مناسب تر از بقیه است و اگر "تقدم توسعه اقتصادی" بر دیگر ابعاد توسعه محور شد آقای نجفی متناسب تر از دیگران است و اگر "توسعه متوازن" محور شد، آقای خاتمی از دیگران برتر است و اگر بنا شد فقط اصلاح طلبان کرسی هایی را اشغال کنند و چند صباحی به قدرت برگردند، آقای کروبی از همه مناسب تر است و....

این ها را به عنوان مثال گفتم و "در مثل مناقشه نیست".ممکن است نظرات من درست نباشد و این نادرستی فرض های من نباید بهانه ای برای رد اصل پیشنهادم باشد.

پیشنهاد خود را بار دیگر تکرار می کنم:

-          یک گروه میانجی باید گروه ها و شخصیت های اصلاح طلب را صلح و صفا دهد.

-          گرو ها و شخصیت های اصلاح طلب باید برنامه خود برای اداره دولت را تدوین و اعلام کنند.

-          در گام بعدی اصلاح طلبان، شخص متناسب با برنامه هایشان را در یک فرایند دمکراتیک تعیین و معرفی کنند.

شکست در انتخاباتی که اصلاح طلبان بدین ترتیب به پیشواز آن بروند یک پیروزی بزرگ است و شرکت در انتخاباتی که کاندیداهای متعدد از اردوگاه اصلاح طلبان داشته باشد افزودن یک شکست بر دیگر سرافکندگی هاست.

+ [لینک]