تبليغاتX
مشق- وبلاگ محمد دادفر
شنبه 24 آذر1386
می بازند و بر همدیگر می تازند!

سخنگوی حزب اعتماد ملی نامه ای خطاب به دبیر کل مشارکت نگاشت و اعتراضاتی را به رفتار،گفتار و روش های این گروه و هواداران آن در خلال سال های گذشته ابراز داشت و در پاسخ هم سخنگوی حزب مشارکت به تندی آن نامه را پاسخ گفت.

 

در این نوع تعامل معمولا همگامی و همراهی حاصل نمی شود و اختلافات موجود نه تنها از میان نمی رود بلکه گسترده تر و ریشه دارتر می شود.

 

من شیوه آقای کروبی در تاکید بر کار حزبی و گسترش حزب اعتماد ملی را می ستایم و رفتار مستقل ایشان و حزبشان را در گریز از ائتلاف درست می دانم،اما حملات پیوسته ایشان و همراهانشان به ویژه نایب ایشان آقای منتجب نیا به بخش دیگر اصلاح طلبان یا به تعبیر ایشان "اصلاح طلبان تندرو" را ناقض آرمان های آن ها می دانم.


ادامه‌ی مطلب
+ [لینک]
چهارشنبه 14 آذر1386
گهگاه گلابی بر سنگ نشانش می پاشم

این مصاحبه در هفته نامه نیمروز بوشهر چاپ شده است

مصاحبه از احسان اسلامی راد

« آئینه سمبل راستی و درستی و پاکی است و در زبان و ادب پارسی به عنوان یکی از زیباترین و دل انگیزترین عناصر به کار رفته است و این پاکی مقدس چندان می ماند که زنگار بر رخ آئینه نباشد...

اکنون آئینه متولد می شود تا بتواند خدمتی شایان به مردم جنوب ایران نماید. مردم خونگرم و ارجمندی که همان زیر تازیانه آفتاب داغ سخت ترین شدائد را تحمل کردند و این دیار را به عنوان زیستگاه دایمی خویش برگزیده اند. بدان دل بستنه اند و به هیچ قیمتی حاضر نشده اند از آن دل بردارند... »

محمد دادفر اینگونه و با همین عبارت ساده است که آئینه جنوب را  به پیشگاه مردم جنوب عرضه داشت

***

« پس از صدور مجوز نشریه در روز نوزدهم خردادماه سال 73 تلاشم را برای راه اندازی نشریه آغاز کردم.تحریریه نشریه را با دوستانم نادر قربانی،حمید شاه ولی،اسماعیل بهبهانی راه انداختم و از آقایان آتشی و صغیری و محمد سیدزاده و یونس قیصی زاده هم برای راه اندازی صفحات ادبی و هنری و ورزشی و اجتماعی دعوت کردم.

***

دادفر و عده ای دیگر از دوستانش در زمان دانشجویی در دانشگاه شیراز محفلی را راه اندازی می کنند که بعداً نقش مهمی در معادلات استان ایفا می کند. از او از چگونگی و چرایی تشکیل این مجمع پرسیدم:

***

قبل از اینکه به سراغ ماجرای "روزنامه شدن آئینه جنوب" و تعطیلی اش برویم از شائبه ای پرسیدیم که در زمان انتشار آئینه جنوب وجود داشت و آن تحت فشار بودن نشریه بود. برای مثال عده ای جدایی آتشی از این نشریه را تحت فشار بودن دادفر و نشریه اش می دانستند : « آئینه جنوب منوچهر آتشی را در زمانی که نشریه ای در بوشهر نبود و نهادها و دستگاه های امنیتی و اطلاعاتی نسبت به ایشان حساس بودند،

***

و دادفر آئینه جنوب را برای انتشار به عنوان روزنامه به تهران می برد تا به عقیده خیلی ها تعطیل و به عقیده خودش عاقبت به خیر شود.: « در ایران همه روزنامه ها برای تعطیل شدن گشوده می شوند.روزنامه در ایران به قول بوشهری ها "بچه نموندنی" است.کادر آیینه در تهران  45 روز وقت خود را برای انتشار گذاشتند

***

بعد از این همه سال که از توقیف آئینه جنوب می گذرد می پرسم به آن دوران که فکر می کنید چه حسی نسبت به آئینه و کار مطبوعاتی  پیدا می کند؟ : « کار مطبوعاتی با همه زجرهایش کار شیرینی است. دوران کار ما هم دوران شیرینی بود،به شیرینی بزم زندانیان!

***

اما دادفر چندی پیش مصاحبه ای رابا پیام عسلویه انجام می دهد. مصاحبه ای که اینبار نه با چاپ شدن بلکه با منتشر نشدنش جنجال می آفریند.


ادامه‌ی مطلب
+ [لینک]