تبليغاتX
مشق- وبلاگ محمد دادفر
چهارشنبه 30 بهمن1387
ما به پیروزی می اندیشیم!

این مصاحبه را میثم قیصی زاده برای هفته نامه نسیم جنوب انجام داد و در شماره این هفته نامه چاپ شد.بخوانید بد نیست.این هم روی مشغله های زاید این روزگار!                                                                   

*روشنفکرانی چون حاتم قادری معتقد به مناسکی شدن انتخابات هستند، که شرکت در آن با این شرایط بی فایده است. به نظر شما اصلاح طلبان بر طبق کدام استراتژی قصد شرکت در انتخابات را دارند. به نظر شما آقای خاتمی می آید که چه کاری انجام دهد. هدف از آمدن آقای خاتمی چیست؟

- { آن چه در این جا می آید نظرات شخصی من است و ربطی به طیف اصلاح طلب ندارد.این نظرات ممکن است در برخی موارد با نظرات دیگر اصلاح طلبان یا حامیان آقای خاتمی متفاوت باشد.}

- من بی فایدگی شرکت در انتخابات را نمی پذیرم.شیرینی کار صندوق رای همین است که کسی نمی داند چه از آن می زاید.همان صندوقی که خاتمی از آن بیرون می آید، روزی احمدی نژاد را بالا می آورد. صندوق بعضی وقت ها ممکن است در اثر فشارهای بیرونی کره هایی بزاید که همه قابله های عالم انگشت به دندان بگیرند. مرد کار باید از هر باخت، نیرویی برای برد بعدی بگیرد.من به اصطلاح اصلاح طلب دل به معجزات صندوق می بندم و به دیگران هم می گویم دل ببندید.مخالف روش من هم می تواند به مردم بگوید از این "پیر ملال انگیز بی معجز" امید شفا نداشته باشید اما او حق ندارد به جای اثبات خودش فقط به نکوهش "من و ما" بنشیند.در ایران ما هنر "قاعدین" این است که بنشینند و نروند و نخواهند و نگویند و بعد به سرزنش "مجاهدین" برخیزند.

-  اصلاح طلبان برای ادامه تلاش های "هشت ساله" پیشین می خواهند به کرسی های قدرت برسند."اصلاح از درون" و "حرکت در چارچوب قانون اساسی" شاکله اصلی برنامه های آن ها را می سازد.آقای خاتمی هم می آید که بتواند اصلاحات مورد نظر خودش و طیف سیاسی پشتیبانش را محقق کند.

* با توجه به تجربه انتخابات نهم و مسایلی که برای آقای معین و اصلاح طلبان حامی وی پیش آمد و اینکه بعضی از صاحب نظران معتقدند که حضور خاتمی فقط می تواند باعث مشارکت بیشتر مردم شود و در آخر کاندیدای مورد نظر جناح تمامیت خواه با ترفندهای خاص راهی ساختمان ریاست جمهوری شود. نظر شما چیست؟

-   ممکن است تجربه انتخابات پیشین تکرار شود.اما شخصی که این بار بر پلکان کاخ مرمر گام می گذارد،متفاوت از شخص قبلی است.تغییر اوضاع سیاسی و اقتصادی در جهان و منطقه اجازه نمی دهد رئیسی مشابه چهار سال قبل رئیس دولت ایران باشد.این را هم مردم و هم حکومت خوب می داند.البته احمدی نژاد "مقلوب" می تواند رئیس دولت ایران شود!

* به نظر شما با توجه به تجربه 8 ساله اصلاح طلبان بازگشت چهره ای مانند خاتمی تا چه حد می تواند موفقیت آمیز باشد و به حل بحران های کنونی کمک کند؟

-  من دوره هشت ساله صدارت و وکالت اصلاح طلبان را سرشار از موفقیت می دانم. تصور کنید اگر جمهوری اسلامی اجازه می داد این دوره تا هشت سال دیگر تمدید شود شما می دیدید که بسیاری از مشکلات بین المللی و اقتصادی و سیاسی ایران حل می شد.در همین بوشهر خودمان اگر فرصت ما تداوم یافته بود، منطقه ما می توانست شاهد تحولات بزرگتری باشد.اصلاح طلبان در آغاز به تقدم توسعه سیاسی معتقد بودند اما به گمان من به شکلی اعلام نشده متوجه شدند که موانع در راه توسعه سیاسی به حدی محکم است که باید دور زده شود.از این روی به سمت توسعه متوازن و حتی در مواقعی به تقدم توسعه اقتصادی برگشت داشتند.خاتمی می تواند آن مسیر را تداوم دهد.

* آیا فکر می کنید قدرت سیاسی حاکم، اجازه بازگشت اصلاح طلبانی که به زعم خود هزینه های زیادی از دوم خرداد 76 تاکنون برای اخراج آن ها از صحنه  سیاسی ایران کرده را می دهد؟

-          چون پاسخ این پرسش بعد از انتخابات می رسد نمی شود در انتظارش وقت تلف کرد.از ظاهر برمی آید که اجازه نمی دهند.اما مگر می شود از ترس مرگ،مرد.

* به طور مثال اگر مسایلی مانند دست بردن در رای مردم از طرف جناح حاکم در انتخابات صورت گرفت سیاست آقای خاتمی و اصلاح طلبان چه می تواند باشد. آیا باز بیانیه ای و دیگر هیچ...؟

-          امیدوارم بیانیه ای بدهند.برای اعتراضات دیگر بنیه ای قوی تر لازم است که در توان ما نیست.ما نه حزب داریم و نه سندیکا و نه هیچ نهاد دیگری که بتواند منسجم و کنترل شده دست به اعتراض بزند.جمع های اتفاقی هم قابل نفوذند و قابل انحراف.اوائل جنگ ،روزی زنان و مردان پاپتی جنگزده ای را دیدم که روبروی استانداری بوشهر اجتماع کرده بودند و می خواستند به قطع مستمری هر نفر 300 تومان خود اعتراض کنند.شعار می دادند:"سیصد تومن حق مسلم ماست" کم کم جمعیتشان زیاد شد و شعارشان هم شد:"کار ،مسکن ، آزادی – شعار هر فدایی" و بعد همه این بیچاره ها را به عنوان هواداران فدائیان خلق زدند و بردند.

-           دست بردن در رای مردم هم افترائی است که کسی قادر نیست آن را اثبات کند. هیچکس نمی تواند ادعا کند که بر انتخابات نظارت داشته است و سندی دارد.وزارت کشور انتخابات برگزار می کند.شورای نگهبان هم نظارت می کند و تمام عوامل صندوق هم در امتداد نگاه این دو نهاد انتخاب می شوند.حالا شما اگر مدعی جابجایی آرا باشید یا باید مجری با شما همنوا شود و یا ناظر و گر نه ...!

* آقای دادفر آیا فکر می کنید که حضور آقای خاتمی و به طور کلی اصلاح طلبان در انتخابات فقط پیروزی در انتخابات است یا در صورت موفقیت برای آینده هم استراتژی و برنامه های خاصی دارند و نه مانند خرداد 76 که فقط به مشارکت و پیروزی در انتخابات می اندیشیدند. اکنون با توجه به ضربه های سنگینی که مخصوصاً به پیکره اقتصادی خورده، آیا آقای خاتمی می تواند پیامدهای آن ضربه ها را که به اخص در دو یا سه سال آینده بروز پیدا می کند را کنترل کند. با توجه به این گفته آقای خاتمی که نمی خواهم در انتخابات مردم برایم هورا بکشند و دو سال دیگر مرا هو کنند.

-          آقای خاتمی برای پیروزی می آید و ما هم به پیروزی می اندیشیم.رای مردم باید آقای خاتمی را بر حوزه سیاسی ایزان تحمیل کند.کسی برای ورود آقای خاتمی به کاخ ریاست جمهوری فرش قرمز پهن نمی کند.مشکلات اقتصادی کشور هم باید حل شود.قطعا آقای خاتمی و مشاوران اقتصادی اش برای حل این معضلات برنامه هایی دارند.

* اگر خاتمی رئیس جمهور شود آیا قدرتی که ایشان برای پیشبرد اهداف خود نیاز دارد را در اختیار دارد؟ آن هم با توجه به مجلس جدید. یا دوباره شاهد هر 9 روز یک بحران خواهیم بود؟

-          دولت دوم خرداد هم توانست برنامه هایش را با مجلس پنجم هماهنگ کند.گرایش این مجلس به خاتمی بیش از مجلس پنجم است.نمایندگان این دوره می دانند که با برنامه های دولت نهم جایگاه سیاسی محلی آن ها هم از کفشان خواهد رفت.یادمان باشد خاتمی دوره پیشین با شعار تقدم توسعه سیاسی دولت را در دست گرفت اما خاتمی این دوره برای نجات کشور از بخران های بین المللی و اقتصاد داخلی به صحنه می آید.9 روز یک بحران ممکن است در صورت تکرار برنامه های سیاسی پیشین پدید آید که بعید است!

* یکی از نقد های اساسی وارد به اصلاح طلبان عدم پیوند عمیق آنان با لایه های وسیع اجتماعی است. به نظر شما چرا چنین ضعف عمده ای در اصلاح طلبان دیده می شود. به طور مثال در این چهار سال هیچ تلاش گسترده ای از طرف اصلاح طلبان برای برقراری ارتباط عمیق و یا ایجاد پایگاه های اجتماعی در بین توده مردم دیده نمی شود.

- مشکل عمده ما بی سازمانی اقشار و صنوف و لایه های اجتماعی است.اصلاح طلبان یک فرقه سیاسی اند.گروه یا گروه هایی هستند که برای اصلاحات در حوزه سیاسی خیز برمی دارند.حوزه عمومی و اجتماعی حوزه هدف آن ها نیست.گر چه تلاش کرده اند در همه حوزه ها حضور داشته باشند.لایه های اجتماعی باید در گروه ها و انجمن ها و اخزاب و شوراها و سندیکاها منسجم شوند تا آنگاه پیگیر مطالبات خود در حوزه سیاسی شوند.در ایران چنین تلاشی و چنین نیازی ظاهرا وجود ندارد. هر گروه سیاسی که بخواهد کرسی هایی از دولت یا مجلس را به دست آورد ظاهرا وظیفه دارد برای معلمان و مهندسان و کارگران و پزشکان، شورا و اتحادیه بسازد و مطالبات آن ها را مدون کند و بعد پیگیر آن ها شود!ما قافیه زندگی در دنیای امروز را گم کرده ایم.

* به نظر صاحب نظران استراتژی بهتر این بود که سرمایه سیاسی و ملی مانند آقای خاتمی حفظ می شد و با عدم کاندیداتوری ایشان، افراد دیگری که وجه به نسبت بالایی دارند به میدان می آمدند و آقای خاتمی به عنوان سرمایه اصلی اصلاح طلبان حفظ می شد. با توجه به اینکه همیشه هم قابلیت بهره برداری از این سرمایه وجود دارد و خرج کردن بیش از اندازه و نابجای آن باعث می شود که برای فرصت های سیاسی مناسب، اصلاح طلبان سرمایه ای نداشته باشند. نظر شما در این باره چیست؟

- چرا به هم دروغ بگوییم.ما در همه عرصه ها شخص محوریم.ما برنامه محور نیستیم.شورا محور نیستیم. اگر خاتمی در میان نباشد اگر کروبی نباشد.اگر هاشمی نباشد طیف های سیاسی منسوب به آن ها هم نابود می شود.ما همه سلطان پروریم.بی وجود سلطان هم هیچیم.در اداره مدرسه و مسجد و دسته سینه زنی سلطان می خواهیم تا در اداره امور بزرگ تر و مهم تر.اگر سلطان غایب شود تند تند دست به کار می شویم و سلطان دیگری می سازیم.اگر خاتمی نیاید باید دیگری جایگزین او شود که در مرتبه ای پایین تر از اوست آنگاه هر کسی داعیه سرداری پیدا می کند و هرج و مرج می شود.خاتمی سرمایه بزرگ اصلاح طلبان است و نمی شود دیگری را بر جایگاه او نشاند.اگر خاتمی نمی آمد کاندیداهای طیف اصلاح طلب از ده نفر هم بیشتر می شد!

-  ضمنا خاتمی باید در موزه اصلاح طلبان برای کی نگهداری شود؟آیا کسی می تواند زمان دیگری برای استفاده از آقای خاتمی نشان بدهد.شما فکر می کنید اگر اصلاح طلبان در این انتخابات با چهره های زیاد و متفاوت در انتخابات شکست بخورند چقدر امکان بازیابی آن ها برای آینده وجود دارد که آقای خاتمی در آن زمان های موهوم به دردشان دوا باشد؟

* فکر می کنید تا چه حد آقای خاتمی و کابینه ایشان بتواند با مجلس هشتم تعامل داشته باشد و بتواند سیاست های خود را به پیش ببرد. با توجه به اینکه اکثریت قریب به اتفاق مجلس ششم با آقای خاتمی همسو بودند، اما آنچنان که باید کاری از پیش برده نشد و به نظر صاحب نظران شاید بخاطر ساختار معیوب برخی از قوانین، نه مجلس ششم و نه آقای خاتمی قادر به تغییرات اساسی نبودند. (مانند قانون مطبوعات و اختیارات ریاست جمهوری و...)

-  من معتقدم همسو نبودن دولت و مجلس مزیت است.هم برای این دو نهاد و هم برای مردم.شاید اگر ترکیب مجلس ششم هم مانند مجلس پنجم مانده بود برای دولت دوم خرداد بهتر بود.این همسویی ها گاهی هر دو نهاد را به باد می دهد.شاید اگر همزمان با دولت احمدی نژاد مجلسی مثل مجلس ششم وجود داشت هم آبروی دو نهاد مجلس و دولت محفوظ می ماند و هم جامعه تاوان این همه ندانم کاری نمی داد.بنا بر این صرف وجود ناهماهنگی سیاسی بین گروه های غالب در دولت و مجلس ضایعه نیست.

* آقای دادفر جمله ای هست که می گوید کم قدرتی عین بی قدرتی است. تا چه حد با این جمله موافقید. به نظر شما آیا آقای خاتمی می تواند قدرت لازم را کسب کند. آیا با کم قدرتی باز ما شاهد یک تدارکاتچی هستیم؟

-          من فکر می کنم آقای خاتمی وقتی گفت بعضی ها رئیس جمهور را تدارکاتچی می خواهند نشان داد کمی دیر متوجه جایگاه و قدر و اندازه خود در حکومت شده است.ما رئیس جمهور به معنی رئیس حکومت نداریم.رئیس حکومت ما برابر اصل 110 قانون اساسی ولی فقیه است و رئیس جمهور فردی غیر از رئیس الوزرا نیست.آقای خاتمی نمی خواست باور کند حکم نخست وزیر دارد و نه رئیس حکومت.اما بعد باورش شد.این تصور نادرست را ما از آغاز پیروزی انقلاب تا امروز با خودمان داریم که رئیس جمهور، رئیس کشور است در حالی که طبق قانون اساسی تا پیش از بازنگری رئیس جمهور نقشی تشریفاتی داشت و پس از بازنگری جایگزین نخست وزیر شد.

-          آقای خاتمی به نظر من می تواند قدرت لازم را اخذ کند و به اجرای برنامه هایش بپردازد.او هم درایت و هوشیاری لازم را دارد و هم تجربه ای بسیار گران قیمت!

* تحولات فکری و شخصیتی و عملی خاتمی 76 تا خاتمی 87 را چگونه می بینید؟

-          به نظرم او مجرب تر و واقع گراتر از گذشته وارد این میدان شده اند.خاتمی 76 با آرزوها و آرمان ها و ذهنیت های مثبت غیرواقع دولت را در دست گرفت اما امروز او با تجربه آن دوره پرتلاطم، نگاهی عملگرایانه و غیر انتزاعی به این میدان دارد.

* یکی از ایرادهای منتقدان به اصلاح طلبان متوجه حامیان و اطرافیان آقای خاتمی است. کسانی که فقط در چارچوب بروکراتیک حکومتی اپوزیسیون هستند و چون خود از حامیان و به نوعی بانیان این نظامند انتقاد و مخالفتشان نیز فقط در همین دایره است. یعنی کسانی که خود بیشتر در قدرت سهیمند تا اینکه با ملت رابطه داشته باشند و همدرد باشند.

-          این انتقاد وارد است.اصلاح طلبان هم ادعا نکرده اند از عالم بالا یا از خارج کشور برای تغییر وارد شده اند.اصلاح طلبان عمدتا بازمانده جنگ اند و جداشده از سپاه و وزارت اطلاعات و شیخ اند و سید اند و  طلبه اند و آیت ا... زاده اند و می خواهند در چهارچوب قانون اساسی و زیر سایه رهبری فعالیت کنند.اصلاح طلبی تا امروز یک شیوه درون حکومتی است و طبیعی است کسانی می توانند در آن سهیم شوند که از اساس حکومتی باشند یا بپذیرند پشت سر حکومتی ها حرکت کنند.ضمنا ما در کشورمان "ملت" به معنی "مردم سازمان یافته" نداریم که میزان رابطه سیاسیون با آن ها را بدانیم.ما توده های بی سازمان و پزیشان داریم که هر فرد یا گروهی بتواند جمعی از آن ها را دور خود جمع کند می تواند بگوید ملت با اوست.

*  آیا به نظر شما این تفکر که اصلاحات از بالا عملی است صحیح است یا خیر؟

-          در ایران باید دعا کرد اصلاح از بالا صورت گیرد و دولتمردان عاقل، مشکلات مردم را حل کنند.از توده ها کاری بر نمی آید.توده ها برای خیر و شر راه حل های احساسی و در نهایت مشت گره کرده دارند.تورم،بیکاری،اعتیاد،فقر،طلاق،بی اعتمادی عمومی،بی سوادی و... در کجای دنیا با شعار و مشت گره کرده حل شده که این جا حل شود.در  جامعه مدنی است که می توان اصلاح از بالا را نفی کرد.در جامعه سنتی اصلاح از بالا متناسب است.

*  آِیا به نظر نمی رسد توده های مردم راحت تر می توانند اصلاحات را به پیش ببرند؟ یعنی اینکه اصلاح طلبان با ایجاد پایگاه های وسیع مردمی این خواسته ها را به خواست ملی تبدیل کنند، و در نتیجه همیشه آنچه ملت خواهان آن است زودتر به نتیجه می رسد تا یک قشر خاص از ملت؟

-          این گفته شما بیشتر به یک آرزو شبیه است.من هم مثل شما آرزومندم. حرکت توده ها ضریب خطایش خیلی بالاست.خطای مردم سازمان یافته در احزاب و گروه ها خیلی کمتر است و بهتر جبران می شود.خطای توده ها مقصرش هیچ وقت پیدا نمی شود اما خطای احزاب و گروه های اجتماعی مقصر پیدا می کند و جبران می شود.

* با توجه به حضور کاندیداهای دیگر از جبهه اصلاحات مانند آقای کروبی پیش بینی شما چیست؟ آیِا این وضعیت باعث شکستن آرا اصلاح طلبان نمی شود.

-          من پیروزی اصلاح طلبان را تنها با یک کاندیدای واحد و آن هم "خاتمی" ممکن می دانم.تعدد کاندیداها موجب شکست است.

-          باز هم می گویم این ها نظرات شخصی من بود.کسی نمی تواند آن چه را من گفته ام به طیف اصلاح طلب منسوب کند.

-           

 

+ [لینک]
یکشنبه 20 بهمن1387
باز هم خاتمی از خود گذشت!

 تنها راه درمان دردهای تاریخی ایران گذر از مطلق گرایی و رسیدن به نسبی گرایی است.باید از سیاه و سفید دیدن جهان پیرامون گذشت.

در حوزه سیاسی باید از انتظار "آمدن قلدری و در هم شکستن قلدر دیگری" رهید.باید با اصلاح وضع موجود به سوی وضع  مطلوب گام زد و با شکیبایی و آرامش در اندیشه آیندگانی بود که شایسته اند بهتر از ما زندگی کنند و ما باید دنیایی سرشار از زیبایی برایشان فراهم آوریم.

 خاتمی یک بار دیگر آمد، برای اصلاح.برای ادامه راه وزیر غزنوی، خواجه نظام الملک توسی،میرزا تقی خان امیر کبیر، مصدق،خود سید محمد خاتمی و همه کسانی که برای سر عقل آمدن نظام سیاسی از خود گذشتگی نشان دادند.

 یک بار دیگر کمر می بندیم و یک "یا هو"ی دیگر...

+ [لینک]
چهارشنبه 16 بهمن1387
بازیگر نمایش تفرقه نشویم!

 امروز صبح وقتی روزنامه اعتماد ملی را دیدم، بر نگرانی هایم در مورد سرنوشت اصلاح طلبان در انتخابات آینده افزوده شد.این روزنامه در ستون انتخاباتی اش ابتدا خبر تشکیل ستاد انتخاباتی میر حسین موسوی داده بود که خبری ساختگی از سایت های دروغ ساز و غلط انداز بود و تیتر قرمزی هم داشت که نوشته بود: "خاتمی نیاید" که مقاله ای به قلم آقای ریاحی بود و بعد از آن هم تیتر توضیحات محسن آرمین در باره خبر دروغ کیهان که به وسیله یکی از یاران آقای کروبی پیراهن عثمان شده بود.

من صرفا از این که این اخبار علیه خاتمی ترتیب یافته باشد نگران نشدم بلکه از آن جهت که این روزنامه به روش خود ادامه دهد و لحنی در رد خاتمی بگیرد و حملات شدیدتری در روزهای آینده داشته باشد و بازیگر نمایش های اغیار شود، نگرانم کرد.

 ***

خبر دیدار آقای خاتمی با دبیران سازمان های غیر دولتی که منتشر شد، امیدوار شدم که در این سوی اصلاح طلبان آن قدر هشیاری هست که بدانند چگونه با ترفندهای تفرقه اندازان و دروغ پردازان مقابله کنند.بخشی از خبر این دیدار را به نقل از سایت امروز بخوانید:

  روابط عمومی دفتر سید محمد خاتمی خبر داد: رئیس جمهور پیشین در دیدار با دبیران سازمان های غیردولتی، اظهار داشته که هرگز او و کروبی روبروی یکدیگر قرار نخواهند گرفت.وی همچنین گفته است:

«البته تلاش من این بود آقای موسوی را قانع کنم که به طور قاطع در دهه فجر اعلام کند در عرصه حضور دارد .به هرحال مردم انتظاراتی از ما دارند و با توجه به انتظار جامعه و احترامی که برای مردم قائل هستیم طبیعی است ؛ من باید به قولی که به مردم داده ام عمل کنم و آمادگی خود را برای حضور (علی رغم میل شخصی) اعلام دارم.»

وی ادامه داد:« من و جناب آقای کروبی که از عزیزان و سرمایه های کشور و انقلابند اصول مشترک فراوانی داریم و هر دو بهبود وضع کشور و ملت را می‌خواهیم؛ اشکالی ندارد که دو تریبون از اصلاح‌طلبان در انتخابات وجود داشته باشد، چرا که معتقدم این یک فرصت است و مطمئن هستم که بنده و ایشان هیچ‌گاه جلوی یکدیگر قرار نمی‌گیریم و شیطنت های موجود هم تاثیری در هم سوئی و راه مشترک ما ندارد.»

رئیس بنیاد باران تاکید کرد:«حضورایشان نباید به معنای رقابت بین اصلاح طلبان باشد و جامعه مطمئن باشد، اصلاح طلبان در تصمیم گیری تفرقه ندارند و در نهایت جامعه خواهد دید اصلاح طلبان تصمیمی را خواهند گرفت که هم مردم راضی باشند و هم به نفع کشور باشد و معتقدم باید در این مسیر حرکت کنیم.»

***

امیدوارم دوستان ما در حزب اعتماد ملی و روزنامه این حزب هم چنین روشی در پیش گیرند و سناریوی تفرقه اندازان را بی بازیگر بگذارند!

+ [لینک]
پنجشنبه 10 بهمن1387
به یاد "نامگذار" اصلاح طلبان!

اصلاح طلبان امروز به یاد "احمد بورقانی" در "خانه هنرمندان ایران" گرد آمدند.احمد بورقانی رفیق عزیز ما بود که سال پیش به مدد سکته قلبی از این جهان رهایی یافت!

سالن که پر از جمعیت بود و جا نبود.عده زیادی هم در طبقات دیگر و راهروها از طریق تلویزیون ها به سخنرانی و خاطره گویی گوش می دادند.گروه های سه - چهار نفری اخبار را با هم مرور می کردند.این مجالس ختم و سالگرد و یادبود نعمتی است از برای اصلاح طلبان مغضوب که همدیگر را ببینند و از درد دوم خرداد با هم گپ بزنند!

بحث اصلی، انتخابات ریاست جمهوری بود و تصمیم خاتمی! من بیشتر به چاق سلامتی و حال و احوال نظر داشتم چندان این بحث ها برایم اهمیت نداشت.خیلی ها را دیدم که مدت ها بود ندیده بودم.

عباس عبدی را کمی مفصل تر از دیگران دیدم.این روزها مشاور آقای کروبی است.البته می گویند من از خودش نشنیدم.ولی از خاتمی انتقاداتی داشت که فکر می کنم عمیق نبود!

همه، هم سر در گم بودند و هم، عزمی محکم داشتند که خاتمی به صحنه بیاید و آن ها هم فعال شوند.

از در خانه هنرمندان که می خواستم با شانه های سنگینم بیرون بیایم عباس صفایی فر دبیر انجمن دفاع از آزادی مطبوعات را دیدم.او هم مثل دیگران از خاتمی انتقاد داشت که چرا زودتر نمی آید. گفتم:دوست عزیز در میان همه اصلاح طلبان ایران یک نفر دارد عاقلانه تصمیم می گیرد و او هم خاتمی است.باید اجازه بدهیم برآوردهای خاتمی به نتیجه برسد.

ادامه دادم: دوست عزیز اگر خاتمی بیاید و بعد از مثلا احمدی نژاد و لاریجانی با 6 یا 7 میلیون رای بایستد هم حیثیت "سید محمد خاتمی" بر باد رفته و هم "اصلاح طلبان" جایگاه سیاسی خود را از دست می دهند.بنا به گفته آقایان کروبی و هاشمی دو تن از کاندیداهای دوره نهم ریاست جمهوری آن انتخابات مخدوش بوده یعنی آرا جابجا شده است پس به خاتمی حق بدهیم پس از اطمینان از سلامت انتخابات تصمیم بگیرد.

امروز اجتماع اصلاح طلبان بود به یاد مردی که عنوان "اصلاح طلبی" را بر گروه پیروز دوم خرداد نهاد.او پس از دوم خرداد که خبرنگاران خارجی عنوان گروه پیروز را خواسته بودند،گفته بود:ما عنوانی نداریم ما "اصلاح طلب " هستیم و از همان جا این نام منتشر شد و ماند.نام احمد نیز ماندگار!

+ [لینک]