
خاتمی هم به بوشهر آمد و رفت. دغدغه سنگین سفر خاتمی چند روزی فعالان سیاسی اصلاح طلب را در استان بوشهر به تکاپو انداخت. من هم در این تکاپو کنار دوستانم بودم.
استقبال بی سابقه از آقای خاتمی همه را شگفت زده کرد. هم دست اندر کاران سفر و هم مسئولین امنیتی و انتظامی سه استان جنوبی غافلگیر شدند. انبوه جمعیت استقبال کننده در دروازه های ورودی شهرها و پس از آن در محل سخنرانی و بعد در جلسات ویژه در این اندازه ها پیش بینی نشده بود.
راز این استقبال و حمایت چه بود؟ چه چیزی سبب شده بود در این زمانه وانفسا مردم شهر ها و روستاهای عمدتا محروم، به ویژه جوانان، این گونه پرشور وارد میدان شوند. به گمان من این ها بهانه ای برای بودن می خواهند و برای اعلام سرزندگی خود!
رفتارهای زننده مخالفان جریان اصلاح خواهی در خلال سال های پس از 76 قطعا برای به انزوا بردن فعالین سیاسی و اجتماعی طراحی شده بود و تا امروز نیز امتداد یافته است. علی القاعده باید کسانی که رفتارهای خشن و برهم زننده سال های اخیر از جمله قتل های زنجیره ای، حبس فعالان سیاسی و مطبوعاتی و برخورد با روحانیون والا مقام از آیت ا... منتظری تا سید محمد خاتمی را دیده اند، باید ناامید از اصلاح به گوشه های خلوت پناه برده باشند و در انتظار موعودی برای حل مشکل این سر زمین نشسته باشند، اما این گونه نشده است.
خروش اخیر نشان از بلوغ سیاسی اندیشمندان و همه ایرانیان است. امید به اصلاح نظام اسلامی و جامعه ایران با مدد از فرزندان نظام، پدیده ای بی سابقه است که همانند گوهری گران بها باید ارزشگزاری شود. خردورزی در عرصه سیاسی و دوری از برخوردهای احساسی گوهر دست یافته ماست. گوهری که پیشینیان و پدران ما بدان دست نیافتند و "امروز" ما را به میراث گذاشتند.
ما یک بار دیگر برای اصلاح گام برمی داریم و همه هزینه های آن را به جان می خریم. سید محمد خاتمی نیز که می خواهد بار دیگر جلودار ما باشد، با آگاهی کامل از مسیر و تنگناها و گردنه های آن وارد راه شده است. برای نسل اول انقلاب بالاترین سرفرازی تاریخی، تحقق اهداف بلند انقلاب 57 است و گرنه تا همیشه این نسل مسئول تاریخ خواهد بود که چه گفته و پس از آن چه کرده است!
به هر روی ورود دوباره خاتمی را گرامی می داریم و با تمام توان یک بار برای جبران هر فرصتی که برای اصلاح جامعه و نظام اسلامی از کف داده ایم ، حرکت می کنیم.
***
من همین جا از همه مردم آگاه و فهیم بوشهر که در اجتماع و استقبال از سید محمد خاتمی شور و شعور این سامان را به نمایش نهادند به نوبه خودم سپاسگزاری می کنم. از آقای خاتمی پرسیدم نظرتان در مورد حضور و استقبال مردم بوشهر چه بود؟ ایشان ضمن تمجید از مردم بوشهر و یادآوری سفرهای پیشین خود به این منطقه گفت: "من در جلسه سخنرانی دریافتم که مردم این شهر از ادب و فرهنگ خاصی برخوردارند که سخن گفتن را آسان می کنند. من به جمعیت مقابل خودم که نگاه کردم احساسم این بود که دارم با یک جمع تحصیل کرده و دانشگاهی سخن می گویم و همه مرا به خوبی می فهمند"
صف استقبال، سید را دلگرم کرده بود و در مهمانسرا احساس کردم خستگی چند روزه را از یاد برده است. در انتهای سفر آن چنان سرحال بود که خودش گفت می خواهم به میان حاضرین بروم و با آن ها حرف بزنم و عکس بگیرم. با یک یک کارگران مهمانسرا و همه حاضرین خوش و بش کرد و بسیار سر حال و قبراق از بوشهر رفت.
***
برای تهیه مقدمات این سفر دوستان ما در "ستاد سفر"کمتر از یک هفته وقت داشتند اما سنگ تمام گذاشتند که باز من به نوبه خودم از یکایکشان سپاسگزاری می کنم و دست های نیرومندشان را می فشارم. طبیعتا کاستی هایی نیز در برنامه ها وجود داشت که امیدواریم همگان بر ما ببخشایند.
ستاد انتخاباتی سید محمد خاتمی، آقای مهندس تبادار را به ریاست ستاد استان بوشهر برگزیده و بزودی فعالیت های ستاد توسط گروه های اصلاح طلب ساماندهی خواهد شد.
*ابتدا این بخش از سخنان آقای مهندس موسوی در دانشگاه تهران را به نقل از سایت کلمه بخوانید:
"{مهندس}موسوي در بخش دوم سخنان خود اظهار داشت: اکنون در فضاي سياسي جامعه؛ چنانکه در بحثها و شعارهاي اوليهي همين مراسم و نيز بيانيهي انجمن اسلامي هم دیده می شود؛ مشاهده می کنیم که جريانات مختلفي در جامعه وجود دارد که در مقابل هم قرار مي گيرند.
وی افزود: در جامعه و فضای سیاسی که گفت وگوها، شعارها و جریان های مختلف وجود دارد گاهی ممکن است با جریاناتی مواجه شویم که مقابل هم قرار می گیرند.وقتی در این مساله دقت کرده و آن را واکاوی می کنیم دلیل آن را در قبول یک سازمان می بینیم که این می تواند این تضادها و مخالفت ها به وحدت تبدیل شود.
موسوی گفت: امروزه در جامعه ما دو جریان اصلاح طلبی و اصولگرایی وجود دارد که در توضیح اصولگرایی یک زمان این جریان به گونه ای تعبیر می شود که ارتباط وسیعی با اصلاح طلبي داشته باشد و موقعی هم به اصلاح طلبي و اصولگرايي عنوان کلیشه ای قلمداد مي شوند كه هیچ سازشی با هم ندارند؛ اینجا هم اصولگرایی معانی عمیق خود را از دست می دهد و هم اصلاح طلبی نمی تواند برای تحولات و دگرگونی های درست، مفید واقع شود و تنها به دست مایه ای برای مبارزات خالی از ارزش که ممکن است پشتوانه مردم را در خود نداشته باشد، تبدیل می شود.
وی اظهار کرد: جامعه ما بر عكس اين كليشه سازي در ارتباط با اصلاح طلبي و اصولگرایی چهره ژانوسی پیدا می کند به این معنی که در عمق قضاوت و داوری خود، جامعه هم اصلاح طلب و هم اصولگراست."
*اما بعد:
مهندس میر حسین موسوی به عنوان نماینده "جریان سوم" در آرایش نیروهای درون جمهوری اسلامی وارد میدان ریاست جمهوری دهم شد.
مطابق تعبیر ایشان نزاع های سیاسی موجود بین جریان "اصولگرا" و " اصلاح طلب" جمهوری اسلامی "مبارزات خالی از ارزش" و بدون "پشتوانه مردم" است در حالی که متن جامعه، هم اصولگرا و هم اصلاح طلب است و طبیعتا به گمان ایشان جریان سومی باید بتواند بین این دو جریان قرار گیرد تا آن چه را در مردم جاری است، نمایندگی کند.
این نگاه آقای مهندس موسوی چند نکته را به ذهن می آورد:
- یکم آن که انتظار اصلاح طلبان برای پذیرش کاندیداتوری این طیف را به تعلیق در می آورد.
- دوم آن که آقای موسوی تلاش دارد حساب خود را از اصولگرایان و اصلاح طلبان موجود جدا کند و راه میانبر خود را در پیش گیرد.
- سوم آن که ایشان مانیفستی جدید ارائه خواهند کرد که از آن مانیفست باید قاعدتا دیالوگ جدیدی بزاید.این دیالوگ احتمالا باید با عناوین "خط امام" یا "راه انقلاب" باشد که تلفیقی از وجوه مثبت دو طیف سیاسی موجود است.
صرف نظر از این که تا چه اندازه وی می تواند در انداختن طرح جدید موفق باشد و باز صرف نظر از این گمان های ایشان تا چه اندازه می تواند صادق و واقعی باشد نحوه ورود ایشان به صحنه انتخابات و سراسیمگی شان بیشتر چشمگیر است.
آقای خاتمی پیش از اعلام کاندیداتوری جمله ای غیر منتظره گفتند:"یا من می آیم یا مهندس موسوی" که من همان زمان نوشته ای انتقادی نوشتم و آوردم که غفلت آقای خاتمی از نام آقای کروبی در این جمله زیان هایی دارد و ...
امروز، هم خاتمی آمده است و هم موسوی.بنا بر اعلام پیشین باید یکی از این دو مرد بمانند و یکی برود اما تغییر ناگهانی مهندس موسوی عملی شدن این موضوع را به گمان من مشکل می کند.از میان خاتمی و مهندس موسوی زمانی می شود یکی را نگه داشت و دیگری را واگذاشت که هر دو به یک مرام و پشتوانه سیاسی متکی باشند و به عبارت آسان تر هر دو خود را متعلق به یک طیف سیاسی بدانند.آن چه از گفته های آقای موسوی بر می آید تا اندازه زیادی نفی روش های اصلاح طلبان حامی خاتمی است و حتی نفی دیالوگ اصلاح طلبی موجود در جامعه ایران که در تعارض با اصولگرایی معنا می یابد.
من در نوشته ای دیگر پیشنهاد کرده بودم آقای کروبی طیف مستقلی بینابین دو جناح فعلی را سامان بدهد اما امروز با ورود آقای موسوی این امر محقق شده و می توان امیدوار بود که در کنار کاندیدای طیف اصلاح طلب و اصولگرا یک کاندیدای مستقل هم بخت خود را بیازماید.شاید شاهین نیکبختی از فراز سر اصولگرایان و اصلاح طلبان بگذرد و بر شانه شخص سوم بنشیند!
*به هر روی ما همچنان اصلاح طلبیم و کاندیدای ما هم خاتمی است.من مردم ایران را اصلاح طلب می دانم و معتقدم آقای خاتمی ، اگر انتخابات بدون دخل و تصرف باشد، می تواند با آرای شگفت انگیزی همه را پشت سر بگذارد.این را سفر اخیر او به شیراز و یاسوج و بوشهر نشان داد!
سید محمد خاتمی شنبه آینده بوشهر مهمان ماست و ما هم به میزبانی اش مفتخریم.همشهریان و همفکران ما در بوشهر می خواهند مانند همیشه سنگ تمام بگذارند و میزان خردمندی خود و پای بندی به منافع ایران عزیز را نمایش دهند.
مردم بوشهر روشن و آگاه اند و من پیشاپیش می دانم میزبانی آن ها زبانزد همه ایرانیان خواهد شد.
این روزها ستاد "سفر" در بوشهر نگران برخورد دستگاه های دولتی با برنامه های سفر است.نظم و امنیت سفر، محل سخنرانی، محل جلسه با نخبگان،استقرار آقای خاتمی و... محل نگرانی دوستان است اما من می دانم همه اسباب مهیا خواهد شد تا این سفر و دیدارها باشکوه برگزار شود.
عزم و اراده اصلاح طلبان بوشهری مشکلات را از پیش روی برخواهد داشت و مسئولین بوشهری از این آزمون سرفراز خارج خواهند شد."ما دل قوی داریم که همه درها از بهر خدا گشوده خواهد شد"
آقای خاتمی در این سفر به هر جا که گام بگذارد و بر هر سکویی که برای سخن گفتن با مردم بایستد ، آن جا را نشان خواهد کرد و تا سال ها آن مکان ها به نام او و سفر او نام خواهند گرفت.حتی اگر خاتمی همچنان در جایگاه علم و معرفت بنشیند و در عرصه سیاست غایب باشد.
ما همه شنبه بوشهریم و در ورودی بوشهر این مرد "مصلح" را پذیرا می شویم.




