تبليغاتX
مشق- وبلاگ محمد دادفر
شنبه 5 آبان1386
نه شرایط برای اصلاح مهیاست و نه اراده ای!

این مصاحبه را با هفته نامه "نیمروز" در بوشهر انجام دادم.تعدادی جوان پرکار و با پشتکار قوی مشغول کار مطبوعاتی اند.افسوس به دیوار شکسته ای تکیه دارند.هر چند تصمیم داشتم ساکت باشم و خفقان بگیرم اما نتوانستم دعوتشان را رد کنم،رفتم و نشستم و پرسیدند و پاسخ گفتم که حاصل ویرایش شده اش این است.عکسی هم از من انداختند که نشان می داد من با تکیه بر یک کابینت آشپزخانه دارم به آینده میهنم می اندیشم!!

..........................

* آقاي دادفر شما جزو اولين كساني بوديد كه بعد از پيروزي نسبي اصلاح طلبان در انتخابات شوراها، در اظهار نظري اعلام كرديد كه تركيب مجلس هشتم نيز چنين خواهد بود و اصلاح طلبان حداكثر به عنوان يك اقليت قوي حضور خواهند داشت. در شرايط فعلي نيز هر چه به انتخابات مجلس هشتم نزديك مي شويم سيگنال هاي متفاوت و بعضاً 180 درجه اي در رابطه با فضا و وضعيت انتخابات، در سطح جامعه گسترده مي شود. حال سؤال من اين است كه آيا شما همچنان بر تحليل اوليه خود هستيد يا چنين نگاهي با توجه به داده هاي جديد دستخوش تغييرات شده است؟

 

+ من پیش از انتخابات شوراها نيز پیش بینی ام برای انتخابات شوراها و ترکیب شورای تهران این بود که تلفیقی از اصلاح طلبان، محافظه کاران و یک جناح میانه شوراها را در دست مي گیرد. بعداً در مورد انتخابات مجلس هم این اظهار نظر را کردم.

 

برای مجلس هم من فکر می کنم الگوی شورای شهر تهران به وقوع می پیوندد. یعنی مجلس ميان اصلاح طلبان، محافظه كاران و میانه روها تقسيم خواهد شد. ميانه روهايي كه عمدتاً میزان تبعیت شان بیش از بقیه است و به عنوان گروه مستقل وارد مجلس می شوند.

 

* تحليل انتخابات در ايران متأثر از دو پارامتر مجزاست. يكي حوزه رسمي كه تأثير خود را در بررسي صلاحيت ها اعمال ميكند و ديگري حوزه عمومي كه عبارت است از اقبال مردم به كانديدا يا جريان خاصي. در تحلیل جنابعالي اين دو پارامتر چگونه تأثیر می گذارند و شما چه برداشتی از رويكرد اين دو حوزه داريد؟

 

+ ببینید من در تعيين ترکیب نهادهاي انتخابي برخورد حاکميت را اصل می دانم و انتخاب مردم را فرع. من معتقدم بررسی کنندگان صلاحیت کاندیداها می توانند بر روی آرای مردم اثرگذار باشند. اما مردم قدرت تأثیرگذاری بر تصمیمات اين دستگاه ها را ندارند. به عنوان مثال این نهادها پیش از فصل انتخابات به نیروهای فعال جامعه می گویند که ما کدام ها تأیید می کنیم و چه اندازه هايي را قبول داریم. این رويكرد خود به خود سبب می شود جمعي از فعالان و کسانی که می خواهند که در انتخابات آینده شرکت کنند کنار بکشند. و با خارج شدن چنين کاندیداهايي، بخشی از جامعه هم از رأی دادن خارج می شوند و شرکت نمی کنند. آنهایی که باقی می مانند هم بعداً به وسیله این نهادها پالایش می شوند و ممکن است کنار گذاشته شوند. باز با کنار گذاشتن این کاندیداها بخش دیگری از جامعه از صحنه انتخابات کنار می کشند. بنابراين چیزی که باقی می ماند حاصل برنامه ریزی نهادها است و مردم در حقیقت ناخواسته در برنامه ای که آن نهادها برایشان چیدند بازيگر می شوند.

 

* نگاهتان به مسئله ائتلاف ـ که اين روزها به شکل بسيار گسترده از جانب سران اصلاح طلب مطرح مي شود ـ چگونه است و آيا چنين ائتلاف در صورت شكل گيري مي تواند به صورت منسجم و مؤثر نقش آفريني كند؟

 

+ چنين ائتلافي از انتخابات شوراها شکل گرفته بود و به اعتقاد من اکثر گروه های اصلاح طلب به هم می پیوندند.

 

* هنوز برخي گروه ها از جمله اعتماد ملی، همبستگی و مجمع نیروهای خط امام نظرشان را صراحتاً اعلام نکردند؟

 

+ نیروهای خط امام را نمی دانم. ولی رئیس حزب همبستگی دبیر ائتلاف در تهران است. همراهان و نزديكان آقای کروبی خیلی گروه های متعددی نیستند و در مجموع گروه واحدي خواهند شد که آنها هم ممکن است به جريان ائتلاف بپیوندند.

 

* بعد از انتخابات ریاست جمهوری خیلی ها عدم ائتلاف اصلاح طلبان را مهم ترین دلیل شکست اصلاح طلبان اعلام كردند. اين شكست اما روي ديگري نيز داشت، برخی از کارشناسان بر این باورندکه مرزبندی ها یک جایی مي بايست شفاف مي شد و اگر همچنان با یکسری ائتلاف های بدون اصول که تنها برای مقابله با یک رقيب مشترک شكل مي گيرند وارد کارزار انتخابات شد بعداً که به حوزه اجرا و قانونگذاری می رسیم با مشکلات جدی مواجه مي شویم. همانند تجربه مجلس ششم. آیا به قیمت پیروزی، باید تن به چنین ائتلافی داد؟ ائتلافي که جريان هاي تشکیل دهنده آن خیلی گسترده و متنوع هستند؟

 

+يادم مي آيد سال 80 زمانی که اصلاح طلبان مجلس را کاملاً در اختيار گرفته بودند، بسیاری از دوم خردادي ها مدافع ائتلاف بودند. من آن زمان در مصاحبه ای با همشهری از ائتلاف دوم خرداد به عنوان ماده ی مخدری که به فرهنگ تحزب در کشور ما تزریق شده، ياد كردم و خواستار انحلال ائتلاف شدم و معتقد بودم که گروه ها هر کدام بايد منفردانه کار کنند و اينكه گروه ها هر کدام بایست بنا به وزنشان در مناسبات قدرت و ائتلاف شرکت کنند. به نظر من چنين ائتلافي باید فقط در مقاطع زماني مشخصي تشکیل شود مثل انتخابات شوراها، مجلس و ریاست جمهوری که یکسری از گروه های هم فکر دور هم جمع شوند و یک کاندیدای مشترک بدهند. ولی بعد از آن مي بایست هر گروه برگردد و به برنامه های خود برسد. در آن زمان اتفاقاً با پاسخ تند دبیر مجمع اسلامی بانوان مواجه شدم. اما الان الحمدالله همان ها حرف سال 80 بنده را تأييد مي كنند و رسیده اند به اين که بايد حزب خودشان را بسازند و خودشان در جریان انتخابات فعال باشند. من عمل این ها را بسیار مؤثرتر از عمل دوستان مدافع ائتلاف می دانم که به واسطه تنبلی و ترس، به امامزاده ائتلاف پناه می برند و به آن دخیل می بندند. من عمل اعتماد ملی را بهتر می دانم. در مجموع معتقدم ائتلاف مفيد است ولی در یک مقطع زمانی خاص. در مقطع فعلی برای مجلس ائتلاف بد نیست.

 

* آقاي دادفر و اما انتخابات مجلس در بوشهر. شما تا همین چند ماه پیش هم در تمامی محافل خصوصی صراحتاً اعلام مي کردید که در انتخابات کاندیدا خواهید شد. حتي به ياد دارم خطاب به برخی از مطبوعات اصلاح طلب محلی گوشزد کرده بودید که با دامن زدن به مسئله رد صلاحیت من، قبل از برخورد شورای نگهبان آنها مرا رد صلاحیت می کنند. اما به يكباره و به صورت غیر رسمی در وبلاگ شخصی خودتان اقدام به انتشار مطلبی مبنی بر عدم حضور در انتخابات نمودید. و نوشتيد نه كانديدا خواهيد شد و نه در انتخابات دخالت می کنید. محمد دادفر را چه شد که یک باره  از آن برنامه ها برگشت؟

 

+ من در جایی دیگر هم گفتم تصمیم من برای آمدن شخصی بود و برای نیامدن هم شخصی است. من حق دارم بگویم می آیم یا نمی آیم. کار من در صورتی غیر اخلاقی است که گروه خاصی یا جناح خاصی از من درخواست آمدن به صحنه را کرده ولی بنده برخلاف تعهدم عمل کرده باشم.

 

من خودم به شخصه تصمیم به آمدن داشتم و بعد از آن هم تصمیم به نیامدن گرفتم. شاید باز هم بگویم می آیم.

 

* شما نمی توانید این موضوع را یک امر کاملاً شخصی تلقی کنید که می آیيد و یا نمی آیيد. همین که شما می گویید نمی آیم يعني طیفي از جامعه منتظر آمدن شما هستند . به هر حال شما در دوره مجلس ششم کاندیدای جبهه مشارکت بودید و در این مدت 5-4 سال هم نمی توانید منکر این شوید که با اصلاح طلبان استان ارتباط داشتید و هیچ منتقدی هم برای آمدن نداشتید. ممكن است بنا بر برخي از معذوریت های تشکيلاتی اين مسئله از جانب احزاب علني نشده باشد، اما فعالان سياسي همیشه وقتی که گزینه ها را بررسی می کردند یکی شان دادفر بود. پس شما به هیچ وجه نمی توانید این ادعا را کنید.

 

+ من برای کسب مقام و موقعیت در صحنه سیاست و اقتصاد کشور، مجلس را نمی خواهم. من مجلس را به عنوان وسیله ای برای رسیدن به آرمان هایی که از سال 75 تا امروز در ذهن پرورده بودم انتخاب كردم و حقیقتاً براي مجلس ششم که من کاندیدا شدم با این تصور بود که در اين مقطع ما می توانیم تغییری ايجاد كنيم. ولی به آنجا كه رفتم واقعاً دیدم که ضعف هاي عمده ای وجود دارد؛ عدم پذیرش اصلاح از سوی حاکميت، بي برنامگي اصلاح طلبان و... و اكنون در آستانه مجلس هشتم باید در صورتی کاندیدا شوم که بدانم باز زمینه برای پیشبرد اصلاحاتی که ما در نظرمان است در جامعه ایران و این نهاد حاکمیت مهیاست. پیش از مجلس ششم عزم و اراده بسیار قوی در اصلاح طلبان بود. الان ما در شرايطي به سمت مجلس هشتم می رویم که نشاطي برای اصلاح در میان کسانی که می خواهند به عنوان اصلاح طلب وارد مجلس شوند وجود ندارد. من وقتی که آن گروه اصلاح طلبی که می خواهند وارد مجلس شود را بررسی می کردم به این نتیجه رسیدم که هیچ تغییری در وضع کشور داده نخواهد شد و اگر من هم بخواهم تلاش کنم به فرض اينكه از همه موانع هم بگذرم و وارد مجلس شوم نمی توانم تحولی بوجود بیاورم. فقط شعارها و برنامه هايي را برای گرفتن رأی از مردم طرح مي كنم و آخر هم پاسخگوی هیچکدام از آنها نمي توانم باشم. بنابراین با این جمع بندي از انتخابات کنار کشیدم. اگر می دانستم در مجلس آینده جریانی و جمعی تشکیل می شود که از آن جمع پیشبرد اصلاح نظام جمهوري اسلامی حاصل خواهد شد، باز هم سعی در رفتن به این مجلس را داشتم. اما می دانم این هایی که به اسم اصلاح طلب می خواهند بروند گرچه نيروهاي با كفايتي اند، اما نمی توانند پاسخ گوی شعارهایشان باشند.

 

اگر به بنده بگویند که شما نماینده مردم شهرستان های بوشهر، گناوه و دیلم هستید و نه نماینده مجلس شورای اسلامی ایران، سراسیمه برای نمایندگی مردم بوشهر می آیم. اما چون من می خواهم از مردم بوشهر رأی بگیرم تا بنا به قانون اساسی نماینده تمام مردم ایران شوم آن گاه داستان فرق مي كند و مي بايست در سطح کشور به اهداف کلان مردم هم برسم. آن وقت من نمی توانم. چون نه شرايط اصلاح را مهيا مي دانم و نه اراده اي براي تغيير اين شرايط را در ميان دوستان مي بينم. ولی برای انجام امور محلي آمادگي کامل دارم و اين كه صراحتاً بگویم می روم دنبال آب، گاز و راه و هیچ کاری هم ندارم كه در سطح كلان چه مي گذرد.

 

* گفته بودید دخالت هم نمی کنم درست است؟

 

+ بله. برای مثال ائتلاف دوم خرداد می خواست بنده رابط ائتلاف و مرکز باشم که قبول نکردم. دخالت از این جهت را گفته ام. اگر نیروهای سیاسی استان به یک جمع بندی برسند من هم در کنارشان خواهم بود و کمک می کنم.

 

* در صورت عدم اجماع در بوشهر، شما برای یک کاندیدای مشخص وارد نمی شوید؟

 

+ من اگر فعالان استان به یک کاندیدای مشترک در بین خودشان رسیدند، تمام و کمال حمایتشان می کنم. می آیم در انتخابات سخنرانی می کنم، کنارشان می آیم! و حتی پوستر می چسبانم.

 

* اگر به اجماع نرسیدند، كاملاً كناره مي گيريد؟

 

+ کاملاً که نه! وارد می شوم تا آنها را به یک اتحاد برسانم.

 

* به عنوان مثال فرض كنيد الان دو هفته به نام نويسي مانده و چهار نفر هم مدعی اصلاح طلبی هستند، در چنین شرایطی آن وقت چه مي كنيد؟

 

+ در این صورت من وارد می شوم و تمام تلاشم را می کنم بین این چهار نفر توافق حاصل شود. شاید خودم هم بروم اسم بنویسم و بازی آنها را به هم بریزم.

 

* آقاي دادفر كناره گيري تان را نوعي تنبلي سياسي و خود سانسوري تلقي نمي كنيد؟

 

+ آن چه در محاسباتم مد نظر بوده این است که من برای چه می خواهم به مجلس بروم؟ جلوی آن مي نويسم: اصلاح. سؤال بعدی اين که اصلاح به وسیله فرد انجام می شود یا گروه در پاسخ می گویم: یک گروه. و در ادامه می پرسم که گروه اصلاح طلبی که در حال حاضر وجود دارد آیا قادر به اصلاح هست یا نه؟ می گویم: نه. با اين شرايط اگر در حد یک معلم يا فعال فرهنگی که اقدامات و فعالیت های اجتماعی می کند باقی بمانم، بهتر است تا اين كه به مردم بگویم به من رأی بدهید تا کشورتان را اصلاح کنم، بعد به آنجا بروم و هیچ کاری هم از پیش نبرم.

 

* یعنی شما بین مجلس ششم و مجلس هفتم در زمینه اصلاحات و تغییر وضع موجود هیچ تفاوتی قائل نیستید؟

 

+ مجلس ششم اصلاح طلب بود اما اصلاح اگر نشد. دوم خردادي ها در اصلاح طلبی نمره خوبی دارند ولی در زمینه اصلاح گری نه. حالا مجلس هشتمی که می خواهد بدون آن نیروی پر حجم و پر انرژی مجلس ششم تشكيل شود، چه خواهد کرد؟ مجلس ششم نتوانست اصلاح گر باشد مجلس ششم فقط توانست اصلاح طلب باشد.

 

* مجلس نه اصلاح گر بلکه اصلاح طلب کمک بهتر و بیشتری نمی تواند به جریان اصلاحات در کشور کند تا یک مجلس اصولگرا؟؟

 

+ خوب این بستگی دارد که افرادی که می خواهند بروند به مجلس که حدشان در حد نمایندگان مجلس ششم باشد و حتی فراتر از حد آنها یعنی به اصطلاح آمادگی اصلاح گری درشان باشد. شما می دانید دولت آقای خاتمی در اصلاح طلبي از مجلس ششم خیلی عقب تر بود و دولت آقای خاتمی یک دولت نیمه اصلاح طلب نیمه محافظه کار بود. اصلاح طلبان حال حاضر می خواهند آن دولت را به جای یک مجلس که تمام و کمال اصلاح طلب بود، بنشانند. یعنی یک عقبگرد. وزرا می آیند کاندیدا می شوند پس محافظه کاران اصلاح طلب و یا اصلاح طلبان محافظه کار می خواهند مجلس را بگیرند يا به عبارتي ديگر همان استاندارها و وزراي خاتمي. شما مطمئن باشید مجلس هشتم اگر هم اصلاح طلب باشد مجلسی پايين تر از مجلس ششم خواهد بود.

 

* دلیل انتخاب لحن طنز و غیر جدی برای چنین تصمیم جدی چه بود؟

 

+ من علاقه دارم طنز بنویسم. وقتی خیلی جدی می شوم دلم می خواهد دنیا را سخره بگیرم تا بر من غالب نشود!

 

* استنباط ما از این نوع ادبیات این است تصمیم شما یک تصمیم نهایی نبوده است؟

 

+ بله تصمیم من تصمیمي مقطعی است و ممتد نیست. یعنی اگر در دو ماه آینده روند کشور به گونه ای باشد که شرایط برای آمدن من فراهم شود با کمال میل وارد عرصه انتخابات می شوم.

 

* آقای دادفر سال 78 در انتخابات مجلس ششم در شرایطی تصمیم به حضور در انتخابات گرفتيد که کاندیدای رسمي جبهه دوم خرداد فرد دیگري بود و در مقابل تمام جریان دوم خرداد کاندیدا شديد. بعد از آن همه سال، الان هم برخلاف نظر طيف گسترده اي از اصلاح طلبان تصمیم به نیامدن گرفته اید. فکر نمی کنم این برای کسی که یک نیروی حزبی است و طرفدار خرد جمعی مسئله خیلی نیکی در کارنامه سیاسی باشد.

 

+ من نیروی حزبی نیستم، مدافع تحزبم و اگر آخرین یادداشتم را که در نسیم جنوب در آخرین روزهای نمایندگی مجلس چاپ شد بخوانيد ميبينيد كه گفتم بعد از مجلس علاقمندم بروم در جبهه مشارکت و کار گسترش فرهنگ تحزب بپردازم و به تشکیلات مشارکت کمک کنم. ولي بعداً معلوم شد مشارکت تصمیمي براي گسترش ندارد. اما جبهه دوم خرداد که به عنوان یک ائتلاف پایبندی نمی آورد. گروه ها هستند که با وابستگي برای افراد بوجود می آورند. من تعلق خاطر به آنها دارم ولی تعلق تشکیلاتی ندارم.

 

* پس تکلیف پایبندی و ارزش گذاشتن که خواست آن گروه هایی که به آنها تعلق ندارید ولی هوادارانه به انها نگاه می کنید چيست؟

 

+ گروه يا جرياني به طور رسمي از من نخواست كه بيايم.

 

* نخواستند نیامدید، اگر بخواهند چه؟

 

+ می آیم. حتی اگر الان از مرکز جبهه دوم خرداد و یا حتی ائتلاف در بوشهر به من بگویند بیا من بی درنگ می آیم. به اين دليل كه نمی خواهم از مسئولیت بگریزم. حتی اگر یک حزب اصلاح طلب هم بگوید من باید بیایم، حتماً می آیم.  من نمی توانم جواب نه بدهم. همیشه به بوشهر تعلق خاطر دارم. اگر هم همچنان ـ همانگونه كه گفتم به لحاظ شخصي ـ تصميم بر نيامدن داشته باشم، خود را متعهد مي دانم كه آن گروه يا حزب را برای نیامدن قانع کنم.

 

* نظر شما درباره صف بندی اصلاح طلبان بوشهري در انتخابات مجلس هشتم چگونه است؟

 

+ به نظر من اگر در مرکز هم به ائتلاف و یک اتحاد نرسند در بوشهر این اتفاق خواهد افتاد. در تمام حوزه ها ضمن اینکه تمام کاندیداهايي که هستند می خواهند خودشان را عرضه کنند ولي مي بايست در آخر هم به نفع نفر اصلح کنار بروند و نظر جمع را بپذیرند.

 

* اما گروه های سیاسی در انتخابات شوراي شهر سوم به توافق نهايي نرسيدند؟

 

+ در شوراها چون فضا مبهم بود نتوانستند. همه تصور مي كردند که خیلی ها رد صلاحیت می شوند، اما اين گونه نشد. بنابراین بعد از اعلام اسامی زمانی ایجاد کرد برای تهیه لیست که این زمان هم اندک بود با این وجود با لیستی که تهیه شد هم 4 نفرشان را رأي آوردند.

 

* و اما سؤال آخر. چند وقت پیش یکی از نشریات محلی بوشهر مدعی شده بود که آقای دادفر دارد مهره های خودش را به عنوان رابط و نماینده احزاب مرکز در بوشهر به جمع اصلاح طلبان تحميل مي كند و از این طریق می خواهد کاندیدای مورد نظر خودش را بیرون بیاورد.

 

+ من نمی دانم كدام نشريه اين ادعا را كرده است. سعدی می گوید"محک داند که زر چیست و گدا داند که ممسک کیست." بنده اصلاً دنبال این مسئله نیستم. كساني که درون ائتلاف حضور دارند از بنده سرترند و شخصیت اجتماعی برجسته ای دارند. این حرف، حرف درستی نیست. در بوشهر هر كسي كه واقعاً اصلاح طلب باشد دوست من است.

+ [لینک]